نيويورک
بعد از مدتها بازم آقای رییس تشریف آورد تا برای ارواح وبلاگنویسی کند.(البته دور از جون شمایی که هم روح داری و هم جسم)...... این سری نه می خوام سیاسی باشم نه میخوام حرف اضافه بزنم.مطلب این سری در مورد شهر نیو یورکه که توی چن جلسه ان شا الله کاملش می کنم.
نیویورک یکی از مسحور کننده ترین شهرها در زندگی من بوده و با وجود آنکه در حال حاضر در این شهر زندگی میکنم باز هم اشتیاق من از دیدنش و کار کردن در او کم نشده. شهری که به واقع باید به اون لقب شهر هفتاد و دو ملت رو داد.شهری که جدای از مرکزیت سیاسی و اقتصادی دنیا قابلیتهای فراوانی داره.اما یکی از پر جاذبه ترین نکات این شهر آزادی های دینی و اعتقادی هست.با وجود اونکه بعد از یازده سپتامبر 2001 محدودیتهای امنیتی بسیار زیاد شده اما باز هم زندگی کردن در این شهر پر جاذبه و هیجان انگیز هست.
شهر نیویورک در ایالتی به همین نام در شمال شرقی ایالات متحده واقع شده که در جنوبی ترین قسمت این ایالت قرار گرفته. اما به مناسبت اینکه تنها میان شهر نیویورک و ایالت نیو جرسی تنگه ای که به رودخانه هادسون معروف هست فاصله ی اندکی بوجود آورده ، ارتباطات میان شهر نیویورک و ایالت نیوجرسی به مراتب بیشتر از ایالت نیویورک میباشد،بصورتی که بسیاری از کارکنان شهر نیویورک در نیوجرسی زندگی می کنند.

نیویورک اول بار توسط یک ملوان ایتالیایی بنام ورازونا کشف شد و سپس بدست انگلیسیها افتاد و بنام نیو امستردام نامگذاری گردید.اما بعد از مدتی بنام نیویورک و سپس آرنج نامگذاری شد که بعد از مدت کوتاهی دوباره بنام نیویورک باز گشت. ساکنین اولیه ی این منطقه سرخپوستها بودند که بتدریج از تعدادشون کاسته شد و جای اونها رو مهاجرین اروپایی پر کردند.نیویورک جزو اولین ایالتهایی بود که بر علیه انگلیسیها قیام کرد و استقلال یافت. نیویورک در فاصله ی سالهایی که جنگهای جهانی اول و دوم در اروپا سایه افکنده بود بعنوان یک مرکز مهم اقتصادی و سیاسی نقشی حساس رو بازی کرد و پس از اون بود که نیویورک به مهمترین شهر دنیا تبدیل شد که امروز هم به همین صورت مانده .

در حال حاضر نیویورک بزرگترین و پر جمعیت ترین شهر ایالات متحده است که جمعیتی بیش از 8 میلیون نفر در اون زندگی می کنند. نیویورک تشکیل شده از 5 منطقه ی شهری که عبارتند از برانکس، بروکلین، کوئینز، استتن آیلند و منهتن که البته مرکز ثقل نیویورک بر روی همین منطقه ی آخری یعنی منهتن واقع شده و معمولا وقتی صحبت از نیویورک میشه منظور منهتن هست.

منهتن هم به نوبه ی خودش به سه قسمت بالا شهر، مرکز شهر و پایین شهر تقسیم شده که باز اهمیت مرکز شهر و پایین شهر بیشتر از بالا شهر منهتن که بیشتر بنام هارلم شناخته میشه هست.هارلم در زمانهایی دور یکی از معروفترین مناطق نیویورک از جهت جرم و جنایت بوده.البته در حال حاضر نیویورک امن ترین شهر ایالات متحده محسوب میشه و به تبع اون هارلم هم از امنیت بالایی برخورداره.

پلیس منطقه ی هارلم
مابین بالا شهر و مرکز شهر یکی از معروفترین پارکهای دنیا که بنام سنترال پارک مشهور هست قرار گرفته که جدای از زیباییهای طبیعی و معماری ،بسیاری از موزه های شهر هم در اطراف اون قرار گرفتند که به این پارک جنبه ای فرهنگی هم میده. مشهورترین این موزه ها موزه ی متروپولیتن هست که به عنوان بزرگترین موزه ی هنر دنیا شناخته میشه. بخش قابل توجهی از این موزه هم به آثار باستانی ایران اختصاص یافته.

نمایی از جنوب پارک

نمایی از موزه ی متروپالیتن
تحليلی ديگر !
به پیشنهاد یکی از دوستان بسیار بزرگوارم(اینکه میگم بزرگوار برای اینکه واقعا انسان شریفی هست... و الا نه اون از این وبلاگ خبر داره و نه اصلا با اینترنت به اون صورت آشناست.. بنابراین گفتن واژه ی بزرگوار هیچ دلیلی بر نیرنگ و ریا نیست ! این دوست عزیزم هرگز این متن رو نخواهد دید!) ٬ شبهای جمعه میشستیم و چند آیه از قرآن رو بصورت فارسی می خوندیم تا ببینیم که این کتاب آسمانی ما باصطلاح مسلمونا ٬ اصلا چی می گه و در مورد چه چیزهایی صحبت می کنه!... واقعا من در این زمینه کوتاهی کرده بودم. هر کتابی ارزش خوندن رو داره و چه برسه به کتابی که ما از اون به عنوان کتاب دینی خودمون یاد میبریم. البته خوندن داریم تا خوندن. خوندن قرآن بصورت معمول ٬ یعنی عربی و رعایت مسائل تجوید٬قاعدتا نمیتونه برای منی که زبونم یه چیزه دیگست و از عربی سر در نمیارم مفید باشه. باید با زبونی بخونمش که بفهمم چی میگه.
دیروز تو این جلسه یه مهمون داشتیم.مهمون جلسه ی ما یه وطن پرست دو آتیشه٬ یه انقلابی به تمام معنا و یه رزمنده ی جبهه های جنگ بود که خیلی خیلی از وضعیت بوجود اومده ی ایران شاکی بود. تاکید من برای این هست که واقعا و از تمام وجود حرص می خورد و وضعیت رو تشریح میکرد.این مهمان ما اینقدر حرف زد و از تاریخ شکل گیری بشر گرفته تا آینده ی ایران٬برای ما تعریف کرد که قرآن خوندن ما تبدیل شد به میتینگ سیاسی یک نفره.
یکی از بزرگترین نگرانیهاش این بود که حزب الله لبنان٬ که از اون به عنوان بازوی ایران یاد میکرد٬ چیزی به نابودیش نمونده و آمریکا و اسرائیل نقشه ریخته بودن که اول این بازوی ایران رو بزنن و بعد با خیال راحت به ایران حمله کنند.تحلیلش ٬درست یا غلط٬ این بود که بعد از نابودی حزب الله ٬ دیگه ایران پوان مثبتی نداره و اینجاست که آمریکا میاد و مناطق مهم ایران رو موشکبارون میکنه. ایران هم در صدد مقابله بر میاد و به اسرائیل موشک میزنه و اینجاست که ناتو با تمام قوا به ایران حمله میکنه و ایران رو میکوبه و روزی خواهد اومد که حادثه روستای قانای لبنان هیچ به نظر خواهد اومد.در ادامه کردستان و آذربایجان و خوزستان و بلوچستان ما رو هم از ما جدا می کنند.
خدا کنه که از بیخ و بن اشتباه تحلیل کرده باشه!

فيدل کاسترو
من شخصا از فیدل کاسترو خوشم میاد.یه آدمی هست تو مایه های استالین... تیزهوش٬ با همت و مقتدر و در عین حال بیرحم و دیکتاتور. امروز تو خبرها اومده بود که به خاطر عمل جراحی بطور موقت قدرت رو به برادرش ٬ رائول ٬ واگذار کرده.
فیدل کاسترو و برادرش
با این خبر ٬ که خیلی ها اون رو مرگ فیدل کاسترو قلمداد می کردند٬ شادی بسیاری برای بعضی کوباییهای مقیم آمریکا که حق برگشتن به کشورشون رو ندارند ایجاد شد.
به هر حال خوب یا بد ٬ خیلی از رهبران معروف جهان توی این یکی دو ساله عمرشونو دادند به ما!
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار بنام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

تحليلی در مورد جنگ اسرائيل با لبنان
بر خلاف خیلی های دیگه که این جنگ رو به ضرر ایران میدونن٬ یکی از دوستان من تحلیل جالبی کرد. بر طبق نظر اون این جنگ که با اشاره ی مستقیم ایران آغاز شده ٬ تله ای بوده برای اسرائیل که در اون گرفتار شده.او معتقده که با آغاز این جنگ تمامی تمرکزات از ایران و مسئله ی اتمی ایران فاصله گرفته (که با توجه به مرور اخبار قبل و بعد از این جنگ میشه به این مطلب واقف شد که قبل از این جنگ فشار زیادی بر روی ایران بوده که الان دیگه نیست!) و در ضمن ایران برای پایان دادن به این جنگ (که ایران بدون شک پرنفوذترین است) امتیازات زیادی رو از غرب خواهد گرفت.او می گفت که کشته شدن همه ی حزب الله هم نمی تونه حزب الله رو نابود کنه چرا که حزب الله یک گروه هست و دوباره میتونه تشکیل و سازماندهی بشه.وقتی هم که من از مرام و معرفت حرف زدم و اینکه ایران نمی تونه نسبت به کشته شدن ملت لبنان و کسانی از قبیل نصرالله بی تفاوت باشه چنین برداشت می کرد که اینها هیچ محلی از اعراب برای حکومت ایران ندارند و پولها و امکاناتی که ایران به لبنان و حزب الله داده است برای یک چنین روزهایی ست و هدف حاکمیت ایران درگیر نشدن ایران به جنگ و گرفتن امتیازات زیادی بوده که به آن نزدیک هم شده است. البته من هنوز هم حاکمین ایران رو دارای چنین درجه ی نبوغی نمیبینم که بتونن امتیازی بگیرند و به قول معروف جوجه رو آخر پاییز میشمرند.
نقطه ی وسط
آقا..... من خداييش چند بار نوشتم..... اين پرشين بلاگ هی ارور ميزد....... خلاصه اينکه من فکر نمی کنم اين پرشين بلاگ تصميم داشته باشه درست بشه!!!! .. که البته اين چنين چيزی در ايران چندان هم ناراحت کننده نيست .......به قول معروف : شکر خدا ٬ همه چيزمون به هم مياد. اون از فوتبالمون که رفتن ت.... زدن اومدن .. و طبق سنوات قبل هی تقصيرو گردن اينو اون ميندازن. اون از روسای مملکتمون که وقتی به قدرت ميرسن چشم ندارن همديگرو ببينن و هزار دستگی بينشون رخ ميده.(آخرين ورژنشم اينه که يک شکاف بزرگ بين حاميان احمدی نژاد در شورای شهر بر سر انتخابات شوراها رخ داده!)..... اونم از چيزای ديگمون..... اما اون چيزی که منو وادار به نوشتن کرده اين حرفای تکراری و صد من يه غاز نيست. نمی دونم تو ايران بی بی سی سانسور شده يا نه اما برا محکم کاری متن کاملشو ميارم: حميد رضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، ضمن اشاره به مذاکرات علی لاريجانی، دبير شورای علی امنيت ملی، با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اروپا، در آينده نزديک گفته است اين گفتگو ها 'يک وقتی يک جايی' برگزار می شود. آقای آصفی روز يکشنبه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران از کشورهای غربی خواسته برای دريافت پاسخ ايران به مجموعه پيشنهادات شش قدرت جهانی 'بی تابی' نکنند و اعلام کرده ايران تلاش خواهد کرد 'نگرانی غرب را رفع کند.' اين در حالی است که روز گذشته وزير امور خارجه آلمان در ديدار با منوچهر متکی، همتای ايرانی خود، گفته بود جامعه جهانی می خواهد 'خيلی سريع' به انگيزه ايران از فعاليت اتمی پی ببرد و پيش از اين نيز جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، گفته بود انتظار دارد پاسخ ايران به مجموعه پيشنهادی ظرف 'هفته ها' و نه 'ماه های' آينده اعلام شود. مقام های ايرانی پس از دريافت پيشنهاد سه کشور اروپايی، که مورد حمايت آمريکا، روسيه و چين نيز هست، آن را حاوی 'نکات بسيار سازنده' و 'گامی مثبت' در راستای حل مناقشه هسته ای ايران خوانده اند، اما گفته اند 'ابهاماتی' نيز در اين پيشنهادات وجود دارد. روز يکشنبه، آقای آصفی در پاسخ به خبرنگاران گفته است که کميته های مختلف مشغول بررسی دقيق پيشنهاد های ارائه شده هستند. وی با اعلام اينکه ايران مجموعه پيشنهادی را 'بسيار جدی' گرفته، گفته است کشورش برای انجام مذاکرات هيچگونه پيش شرطی را نمی پذيرد. اين در حالی است که کشورهای پيشنهاد دهنده، توقف فعاليت های مربوط به غنی سازی را پيش شرط از سرگيری گفتگوها با ايران اعلام کرده اند. سخنگوی وزارت امور خارجه ايران در پاسخ به خبرنگاری که از چگونگی امکان توافق ايران و طرف ديگر بر سر مسئله غنی سازی پرسيد، گفت: "طرفين بايد آن قدر صحبت كنند كه نقطه وسط را پيدا كنند." خداييش اين مسئولين ايرانی هم خوب دنيا رو گذاشتن سر کار...... می خوان اينقدر با اينا حرف بزنن تا نقطه وسطرو پيدا کنند!!!!!
دوباره نوشتن
بعد از وقفه ای طولانی باز هم حال و هوای نوشتن کردم.اینبار اخباری که برام جالبه رو مینویسم.حتی المقدور سعی بر این هست که از سایتهایی که فیلتر نمیشوند اخبار رو انتخاب کنم.
و اما امروز........
طبق سنوات گذشته 14 و 15 خرداد که همه ی مردم تهران به مناسبت ایام رحلت امام به چالوس میروند (برای رونق مجالس عزاداری آنجا)، فرماندهی پلیس راه مقررات ویژه ی ترافیکی وضع فرمودند. براساس این مقررات ویژه همه ی راههای منتهی به تهران از 12 خرداد(مخصوصا جاده های شمال) تا پایان مراسم یکطرفه بسمت تهران خواهد بود. (منبع خبر)
لطفا به این خبر فقط توجه بفرمایید: آمادگی ایران برای آموزش پلیس افغانستان (منبع خبر) .......... شاید تنها دلیل سفر کرزای به ایران
آقای رییس به ملت غیور مازندران تبریکات خود را صمیمانه ابراز می نماید:
دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری عروسش را از دیار مازندران برگزیده است و بزودی سفره عقدی در مازندران برپا خواهد شد (منبع خبر)
خوب..... آخرین خبر امروز
بدنبال مشکلات عدیده ای که بخاطر نام غربی مترو بوجود آمده است و در راستای تغییر نامهای فاسد غربی به نامهای ملی اسلامی وزیر کشور خواستار تغییر نام مترو به یک کلمه ی ایرانی شده است. (منبع خبر)
محسن هاشمي صبح امروز در همايش ترافيك تهران - چالشها و راهكارها كه در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد افزود: تاكنون كلماتي مثل بهرو، تندرو، زيررو، ارايه شده، ولي مورد پسند وزارت كشور واقع نشده است.
همین جا از دوستان خواهشمندم که برای کمک به این مشکل بزرگ وزارت کشور نامهایی را پیشنهاد بدهند که مورد بررسی قرار گیرد.(نامهای پیشنهادی من: نرو،پررو،زیرهممان،.....زیرالدین .... زورو)
پايان های مختلف
تو اين چند روز گذشته خيلی چيزها به پايان رسيد. اول از همه عمر شخص بزرگواری که من ارادتمندش بودم . شيخ بهلول....... مردی که با داشتن علم و دانش بسيار زياد و داشتن سوابق انقلابی بيشتر از همه سران حال حاضر انقلاب٬ حتی يک لحظه هم به پست و مقام فکر نکرد و هميشه در سير و سفر بود و زندگی فقيرانه ای داشت. يک درويش به تمام معنی....... خدا رحمتش کنه.
بعد از اون شخصی ديگه از اين دنيا رفت..... آدمی کاملا متضاد با شيخ بهلول....... کسی که هنوز که هنوزه يادم نمی ره که چه مظلومانه حجاج ايران رو تو شهر مکه به خاک و خون کشيد و به دستورش به زنان ايرانی چه تجاوزاتی که نشد!
هر چند به مصالحی حکومت ايران سعی ميکنه اون خاطره رو از اذهان پاک کنه..... اما من خودم شخصا هيچ وقت اون جمعه يادم نمی ره که پای تلويزيون داشتم فيلم سينمايی ظهر جمعه رو ميديدم که فيلم رو قطع کردند و اين خبر تلخ رو دادند.
شعارهايی که بعدا مردم ميداند هم هنوز تو خاطرمه...... تبت يدی ابی لهب .... بريده باد دست فهد...........
هيچ وقت از اين موجود خوشم نيومد......... بعدها هم که به مکه مشرف شدم...... با چشمای خودم ديدم که اين شخص با داشتن اين همه پول ...... چقدر به سرزمين وحی ظلم ميکنه و واقعا مکه و علی الخصوص مدينه رو به ويرانه ای تبديل کرده بود.
برام خيلی جالبه...... الان شيخ بهلول و ملک فهد هر دو تاشون تو عالم ارواح هستند...... به نظر شما توی اون دنيا چه فرقی بين اين دو شخص وجود داره......... الله اعلم
به هر حال............. غمبار ترين خبری که امروز بود...... خدا حافظی خاتمی بود.
راستی راستی تموم شد........ خاتمی رفت و به تاريخ ايران پيوست.من به شخصه احترام زيادی برای اين به واقع مرد و سيد مظلوم قائلم و به نظر من مقام خاتمی از مصدق هم بالاتر بود.
آدم محترم و با وقار....... کسی که تا آخرين لحظه ی مسئوليتش به فکر ملت ايران بود و کم نياورد.از دوست و دشمن فحش شنيد و به روش نياورد. به بی عرضگی متهمش کردند ٬ دم بر نياورد. بعضی ها ديگه خيلی بی معرفتی می کردند و حتی به خيانت متهمش کردند!
و در پايان راه٬ به ذکر يک بيت شعر اکتفا کرد:
هركه اندر راه ما خاري فكند از دشمني ...هر گلي كز باغ وصلش بشكفد بيخار باد
اميدوارم هر جا ميره و به هر کاری مشغول ميشه موفق و مويد باشه و خدا به همراهش باشه.
با پايان دوران رياست جمهوری سيد محمد خاتمی٬ منم ديگه فکر نکنم وبلاگ نويسی رو ادامه بدم. هر چند خيلی هم فعال نبوديم.... اما خب سعيم بر اين بود که مطالبی که ميارم چرت نباشه.......هر چند قلم شيوايی نداشتم اما تلاش ميکردم که تا حد مقدور به قول معروف باحال بنويسم. هر چند موفقيتی نداشتم(چون نتونستم بازديدکننده ی زيادی رو داشته باشم!) اما به هر حال يه تلاشی کرديم.
البته منم فراز و فرودهايی داشتم....... حدودا ۴يا ۵ سال پيش شروع کرديم..... بعضی موقع ها پشت سر هم می نوشتيم..... بعضی وقتام برای مدت طولانی هيچی نمی نوشتيم.......... تا يه سری دوست و رفيق پيدا می کرديم.. به خاطر وقفه های طولانی همه رو از دست ميداديم.
به هر حال از همه دوستان و بزرگوارانی که با نظرات خودشون به بنده محبت ابراز می کردند .. ممنون و سپاسگذارم .......
حقيقتا دلم برای ايران و ايرانيها ميتپه......... از صميم قلبم آرزو می کنم که ايران بهترين سرزمين دنيا باشه و ايرانيها خوشبخت ترين های جهان باشند.
قدر سرزمين و وطنمون رو بدونيم و برای سر افرازيش تلاش کنيم.
برام دعا بخونيد که خيلی محتاج دعای خيرم...... و به اميد ديدار همه دوستان
ياحق.......حق نگهدار همتون باشه

خداحافظی!!!!
شايد اين روزها وقتی سايت ايسنا رو ميبينم ..... منم مثل بچه های ايسنا دلم ميگيره!آخرين روزهای خاتمی هست......... واقعا اين ۸ سال... برای من مثل يه ثانيه گذشت....
ياد دوم خرداد ۷۶ بخير!

مرگ بر اروپا!
خداييش به نظر من .. ايران به جای مرگ بر آمريکا بايد مرگ بر اروپا رو نهادينه کنه!
به نظر من ارتباط دیپلماسی با اروپا٬ اونم کشورهای پستی مثل بلژيک ٬ نه تنها نفعی برای ما نداره .. بلکه موجب خسران هم هست.
اين پدر سوخته ها ٬تا ديدند که احمدی نژاد شده رييس جمهور.... ساز مخالف ميزنن...
حالا تو اين هير و وير ..... رييس مجلس هم هوس سفر خارجی کرده!!!! رفت اونجا سبک شد ٬ خوبه؟!!!!!
حالام اين احمقا .. به جای اينکه به اروپا اعتراض کنند ... به وزارت خارجه ی ايران اعتراض می کنن.......... آخه يه جاييتون می سوزه که نبايد بندازين تقصير خاتمی!
خداييش ........... خيلی خيلی از سفره ی خاتمی خوردند و نمک شيکوندن......
به نظر من .. خداوند همين بلاهايی رو که سر اين سيد مظلوم در آوردند .. سر خودشون هم خواهد آورد.
اما......... يه مطلب ديگم بگم!....... از کسايی مثل ابراهيم نبوی و .... هم خيلی حالم گرفته شد که به جای حمايت از ايران .. از اين اروپايی های .... نشسته ٬ حمايت می کنند و به جای مسخره ی اروپاييها .. ريس مجلس ايران رو مسخره می کنن!
قبول دارم که حداد ٬ بی سياستی کرد و رفت بلژيک....... اما بلژيکی های پست فطرت ... خيلی ... بازی درآورده بودند...... يه سری عرفهايی هست که تو بين الملل رعايت ميشه.......... به آداب و رسوم طرف مقابل احترام ميگذارن.... اما اين عوضی ها رسما اعلام کردند که علاقه ای به ايران و ايرانی ها ندارن......... حالا آقای نبوی بر می گرده تو سايت انگليسی بی بی سی ...... حداد رو مسخره می کنه!...
اين راهی که ما در پيش گرفتيم .... به نا کجا آباد خواهد بود!
ديشب .. از اين قضيه ها ........... خيلی حالم گرفته بود!!!!!!!!!!!!!!

